لبخندِ پیروزمندانه لبخند پیروزمندانه مسلول* در مقابل شمشیرِ مسلولِ خونآشام، سپر ادامه مطلب » 2025-02-10 بدون دیدگاه
کاش دوباره به آینه نگاه میکرد! کاش دوباره به آینه نگاه میکرد! آماده میشود.موهایش را ادامه مطلب » 2025-02-05 بدون دیدگاه
ضربههای مهرانگیز ضربههای مهرانگیز زنگ املا بود.خانم گفت:“دفتراتونو در بیارین بنویسین.” ادامه مطلب » 2025-02-05 بدون دیدگاه
داستانک کفاشِ بینظیر کفاشِ بینظیر ریشمند بود.هم ریش داشت و هم ریشهدار ادامه مطلب » 2025-02-04 بدون دیدگاه
دستپاچگی دستپاچگی! دستپاچگی!تمام عمر، همین یک کار را بلد بود.وقتی ادامه مطلب » 2025-01-30 بدون دیدگاه
لازم نیست آدم هر چی بلده نشون بده” “لازم نیست آدم هر چی بلده نشون بده” “لازم ادامه مطلب » 2025-01-28 بدون دیدگاه