درون آشفته

فاحشه‌ی لذت درونم لبریز از هوس، فتنه‌جویانه اراده‌ی سست بنیان زن‌باره‌‌ را به خویش فرا می‌خواند و من به نیابت از سوی تمام شهوات نفسانی بشر، با ولع تمام این هم‌آغوشی گناه‌آلود را به نظاره نشسته‌ام.
روح را خار رسته در مرز میان ذهن و جان، می‌شکافد و من آبستن گناه، غنچه‌ی نشکفته‌ی هبوط در دل، قهقهه‌‌ی مشمئزکننده‌‌ای از هرزگی سر می‌دهم.
روح درد می‌کشد و دستش در پی کاویدن و کَندنِ ریشه‌ی خار می‌خلد و من خام‌خیالانه در حال مطالعه کتاب چگونه انسان خوب و موفقی شویم، می‌لولم.

نی نوا

۶ بهمن/۴

کلمه‌بازی

@zahrazamanlou_neyynava

به اشتراک بگذارید
پست های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *