من و نی نوا

خیلی از آدمهای مشهور برای خود برند،نام هنری و یا نام مستعاری دارند که آثار و خدماتشان را در زمینه های مختلف فرهنگی ، اجتماعی و اقتصادی با آن نام منتشر می کنند و معمولا بعدش میآیند با این افراد برجسته مصاحبه می کنند که آقا یا خانم فلانی، حالا چرا این نام ؟
آن وقت آن فرد نامور می آید و شروع میکند به گفتن فلسفه آن نام و شاید هم طفره رفتن، نمی دانم.
اما من از اول فکر آخر میکنم، مشهور و نامور نیستم و البته به دنبال شهرت ویرانگر هم نیستم، (محبوبیت در اقلیت بهتر از مشهور بودن دراکثریت است)، احتمالا تا مدتهای مدیدی شاید هیچ کس این سوال را به این رسمیت از من نپرسد، اما خب این یادداشت پاسخی است برای کنجکاوی چند تن از دوستانم که شاهد فعالیت اینیستاگرامی من با این عنوان هستند و البته  افرد دیگری شاید در آینده.

راستش وسوسه این را داشتم که حتی سایت را هم با همین نام بسازم، اما بعد از کمی دو دو تا چهارتا به این نتیجه رسیدم که اینجا با نام اصلی خود فعالیت نمایم و کم کم این نی نوای درونی خود را به جای یکه باید برسانم.

خب با همین جمله آخر یک کد به شما دادم، اما اجازه بدهید کمی روشن تر برایتان بگویم.

داستان بر می گردد به سال ۹۹ و شرایط نامساعدی که باعث شد کار تمام وقت خود را کنار بگذارم و تصمیمم گرفتم که  تنها به علایقم بپردازم.
اما خب هدف دقیقی برای خود ترسیم نکرده بودم،
گهگداری تخیلی برای خود می ساختم، ولی وزش باد ناملایمات، آن تصویر را نقش بر آب می کرد.
از آنجاییکه هر چیز که در جستن آنی، آنی با این پرسشگری که چه باید بکنم و من کیستم، داستان بر من هویدا شد.
به ریز ترین جزئیات نمی پردازم، گاه نگفتن فاخرتر از گفتن است.

دیده اید بعضی اوقات برخی مفاهیم ، کلمات همینطوری ناخودآگاه می آیند به ذهن، درباره نی نوا هم داستان به نوعی به این شکل بود، اولش گفتم نینوا منظور کربلا و عاشورا و این مقولات است،اما خب یعنی چه ؟

نینوا سرزمینی در عراق، به چه کارم میآید؟

ماه محرم هم که نیست ظاهر شدن این کلمه عادی باشد. مثل همه انسانها که یک مشاور درونی همیشه حضور دارد تا راهنمایی بکند، صدای درونی گفت: بیشتر دقت کن نمی تواند چیز دیگری باشد؟
دیدم راست می گوید نینوا را می شود نی نوا هم خواند
نوای نی
چقدر جالب
به یاد بشنو از نی مولانا افتادم و تعبیر هر انسان به عنوان یک نی
و بعد به یاد تحسین و پیشنهاد عزیزان و دوستانم برای بهره برداری از موهبت صدایی که خدا به امانت سپرده و دریافتم این عنوان در ارتباط با همین موضوع است.

البته گاه مفهوم را نمی شود ریخت توی ظرف کلمات و گاه ناچارا به کم باید بسنده کرد.
برایم نی نوا مفهوم نواختن نی را دارد، با حنجره ای انسانی
با خودم گفتم هی کار تو این است دستانی برای نگارش و دمی برای نواختن.
مفهوم دیگری که از نی به ذهنم متبادر شد، شکنندگیش بود، فنا شدن آدمی به دمی.

” در نگاه کلی همه ما یک نی نوا هستیم”

خلاصه همه این تفکرات و تخیلات شدند نی نوایی که باید نواخته شود، من برتر منحصر به فرد درونم
از همین رو این نام را بسیار دوست دارم و اصلا همین نام باعث شروع فعالیتم در دنیای مجازی شد.
شاید در آینده نزدیک دوباره به این مطلب برگردم و دستی به سر و رویش بکشم، اما هر چه هست این عنوان چیزی فراتر از یک نام است، با آن ارتباط قلبی دارم و باید متجلیش کنم.

به اشتراک بگذارید
پست های مرتبط

8 پاسخ

  1. عزیزم چه خوب شد از راز این نام نوشتید
    چون اصلن به مفهوم نوای نی و ارتباطش با صدای گرمتون فکر نکرده بودم
    موفق و پیروز باشید بانو

  2. چه خوب که همچین نامی انتخاب کردی، خیلی هم قشنگه و بهتم میخوره، هم صدای خوب هم قلم خوب هم ذات خوب فتبارک الله

  3. می‌شنوم از نی چون حکایت می‌کند. چشمامو پر اشک کردی که.
    سال ۹۹ عجیب و غریب. همون سالی که من قید دانشگاه و مسیر قبلیمو زدم. خودمو عوض کردم. چندین و چند انقلاب خانگی و قومی قبیله‌ای به راه انداختم( الحمدالله اخرشم پیروز میدان من بودم). یه روز که با دلمردگی و حالت تهوع داشتم توی اینستا چرخ می‌زدم صفحه شاهین کلانتری رو دیدم. جوری با حرارت راجع به نوشتن می‌نوشت و حرف می‌زد که منم به وجد آورد. همینطوری برای اینکه خودمو خوشحال کنم رفتم توی یکی از دوره‌هاش ثبت نام کردم و الکی الکی شدم نویسنده. عاشق تو، صدات، افکارت و نوای پنهان شده در حنجره و این همزمانی افکار و اتفاقات زندگیمون هستم.

    1. خیلی برام جالب بود این سال تحول ۹۹ برای هر دومون
      تحول که میگم تحول اساسی منظورمه
      آفرین به تو که پیروز بودی و امیدورام موفق و پر توان راه وجد از وجودتو به زیبایی به سرانجام برسونی
      منم خوشحالم از این همه همزمانی صبای مهربون،خوش فک، خوش قلم و جسور

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *