خیالی بهتر از حقیقت
خیالی بهتر از حقیقت ستیزهای محکوم به شکست مشقتی بینتیجه تقلایی پوچ برای بازگشت بازگشت او … کابوسها تمامی نداشت صدای تیک تیک ساعت آسمان خاکستری و خشک و
سرنوشت مردم
سرنوشت مردم داستانک/ داستان کوتاه/ کلمه بازی کلماتِ متن، به انتخاب دوست عزیزم لیلا علی قلی زاده: شکمبارگینخوتمندضلالتسفاهتفراخفراخزیدمقهورمذلتمستحیلمنکوب پادشاه جوان چون بر اریکهِ قدرت تکیه زد، نگاهی نخوتمند به
خودتو هیچوقت دستکم نگیر⛔️
خودتو هیچوقت دستکم نگیر⛔️ هر وقت کم آوردی به دستات نگاه کن.اونا دوتان.👐نشونهی خیلی خوبیه یادت بیارهتو= خدا + تو.هر وقت دستت شروع کرد به کار، دستِ خدا میاد
فرنازها!
فرنازها داستانک / داستان کوتاه / ادامه نویسی در تمامی لحظات که این بچه داشت بزرگ میشد، مادرش در خانه نبود. کار مراقبت از بچه را به پرستار مسن
داستانی پر بُز🐐
داستانی پر بُز🐐 داستان کوتاه/ داستانک/ ضرب المثل / طنز از آن ریشش گرفته تا ادا اطواراش، همیشه یکجای کار به حیوان زبان بسته بند میشد! در دوره جوانی
قدرت حافظه
داستانک / داستان کوتاه / ادامه نویسی مادر از این همه خرده گیری و بهانه جویی پدر خسته بود.حتمن برای شما هم پیش آمده که پدر یا مادر گیرهای
کاسه بشقابهای نشاندار
کاسه بشقابهای نشاندار با او در اتوبوس آشنا شدم.حتمن یاد اتوبوسهای قدیمی افتادید که صندلیهای کهنهای دارد و آدم تا سوارش میشود گرد خستگی راه نرفته پیشپیش رویش مینشیند.
دلتنگی
دلتنگی به ناگاه در یک ویدیو، تصویر همکاران قدیمی را دیدم.دلم یکهو تنگ شد. فکر نمی کردم تمام آدمهایی که روزگاری آن همه برایم عادی بودند میتوانند روزی این
تمرین
تمرین داستانک/ داستان کوتاه / ادامه نویسی چوب را پشتش پنهان کرده بود و لبخندی را زورکی چپانده بود روی صورتش.گفتم:اون چیه پشتت قایم کردی؟ با تته پته گفت:اینو
النگوهای رنگی
هانیه با نخوت گفت:بیا النگوهایت را پس بگیردیگر نمیخواهمشانو بعد با شدت تمام مشغول درآوردن النگوهای رنگارنگ شیشهای پلاستیکی شد. مرجان که انتظار چنین رفتار زنندهای را از دوست
آخرین دیدگاهها