
اشاره ای کوتاه به کتاب شاهراه تاثیرگذاری
همین چند دقیقه پیش تمامش کردم. کتابی موجز، کاربردی و پر از تجربه هایی آزموده. سوای مطالب سودمند و ارزنده کتاب که یک پست ویژه میطلبد، قطعه نویسی یکی

تمرین جوک سازی
در وبینار اخیر اهل نوشتن، آقای کلانتری عزیز باز هم یک ایده ناب برایمان رو کردند. جوک نویسی مقدمه و ضربه آنهم چطوری؟ با یک جمله یا سوال پیش

نوشته بودار
میتوانید این مطلب را به زبان محاوره بشنوید. داستان مربوط به مدتها قبل میشود. حوالی ظهر بود که بوی سوختگی پرههای دماغم را به ویبره انداخت.

آرام و قدم به قدم با تامل
گاهی آنقدر دوره، درس و کتاب دورهمان میکنند که دیگر یادمان میرود خودمان چه فکر میکنیم. ما با بیگانگی از خود در یادگیری، در حال کوک زدن وصلههایی از

مهمان وبسایت دوستان قسمت ۱۳
یک شنبه دیگر با دوستان محتواگر وبلاگنویس امروز مهمان وبسایت این دوستان بودم : ۱. خانم اعظم حشمتی چهره مهربان و صمیمی شان این حس را میدهد که گویی

مرگ یا زندگی؟
لحظهای که در حال ناامیدی هستی و خود را ناتوان میبینی همان نقطه جاییست که باید کاری کنی. نقطه عطفی که گذشتهاش افسرده حالی و نزول است و بعدش

کلمه بازی ۱1
کاریکلماتور و جمله سازی با کلمه کلمه : ۱. باز هم خشکیت ذهن و دریغ از نم دادن کلمهای. ۲. کلمات از دیدن هم حرفشاد شدند. ۳. لقمه کلمههای

یک جمله … یک تأمل 3
در ۱۰۰ جمله نویسی امروز این جمله از سعدی خوش کلام از پستوی ذهنم بیرون جهید: منّت خدای را عز و جل که طاعتش موجب قربت است و به

خرده خاطرات 2
این یادداشت رو میتونید بشنوید. دید و بازدیدهای عید برای همه خاطره انگیزه. هر کی یه چیزی میگه. یکی خاطره میگه. یکی از مشکلات میگه. اون

تفاوت و واکنش ها
درونگرا بود. جمع و شلوغی را دوست نداشت. دوست داشت کاری که دلش میخواهد انجام دهد. زیاد حرف نمیزد. با آن حنجره خشک، صدایش سرد و بی روح به
آخرین دیدگاهها