کلمه بازی ۱

کلمه بازی امروز شامل: پسوند سازی، کاریکلماتور، معرفی یک نوبرانه واژه و یک ابر واژه ترکیست.

پسوندسازی با گیر 

دشمن گیر

دوستی داشتم به نام لیلا دشمن گیر، گیر رفاقتش بودم ، نمی دانم من دشمن خوبی بودم یا او گیرایی بالایی داشت.

گلو گیر

بغض گلو گیری، راه گلویم را بسته بود که خاطرات شیرینش درست مثل جرم گیر  راه گلویم را گشود.

فرا گیر

موج فراگیر بلاهت زمانی در یک جامعه به اوج میرسد که در آن کتاب خواندن به شکل فراگیری تنزل یابد.

دل گیر

دلگیر حرفهایت بودم که چشمانت دل گیرم کرد و حالا مدتی است پشت سرعت گیر چشمانت گیر افتاده ام.

کف گیر

کف گیر احساسم به ته دل خورده است، احتمالن دیگر با دیدنش کف نمی کنم.

 

کاریکلماتور

احساس

نبض احساسم به خنده های تو میزان میشود.

پای احساسم که وسط باشد، دلم برایت لک میزند.

حس اگر احساس تو و دل اگر قلب من است، آنکه البته به جایی نرسد این عشق است.

بال احساسم درگیر هوای عاشقی است.

آب

آب وقتی از سرم گذشت; که زیر آبیهایت آب پاکی روی دستم ریخت.

سنگ تاب مشت آب نیاورد و شکست .آب تاب ماندن نداشت و گذشت.

بی تاب آبی چشمانت بودم که خواب چشمانم را ربود ( اینو تقلب حساب نکنین خدا وکیلی)

آبروی دل برفت آن دم که چشم، آب پاکی روی گونه هایم بریخت.

باغ 

به جرم در باغ نبودنم محکوم به سکوت شدم.

از باغ نگاهت گل لبخند برویید.

صحن دل را به آب چشمم صفا دادم، کی میایی؟

باغ دل را باغبان بی شک تویی.

 

واژه نوبرانه ۱

این قسمت مسترسانه

مسترسانه  = مضطربانه + استرس

تفاوتش با مضطربانه حمل استرس اضافی است که اوضاع را کمی بغرنج تر میکند.

یعنی فردی که در حالت مضطربانه به سر میبرد شاید در عرض نیم ساعت آرام شود اما فردی که در حالت مسترسانه به سر میبرد، حداقل ۴۵ دقیقه زمان لازم دارد تا به آرامش نسبی برسد.

امیدوارم با همین توضیح به میزان حساسیت و دقت نظرم در ساخت واژگان جدید نوبرانه واقف شوید.

 

آشنایی با یک ابر واژه

دا = اعجوبه کلمه ی ناب ترکی که در مناسبتهای مختلف میتواند مفهوم کذایی گوینده را ( که اغلب چشمش هم ستاره دارد) با همان قد و قواره ناچیزش به تمامی پوشش دهد.

( معادل فارسیش تقریبن والا چی بگم است،اما این کجا و آن کجا )

 

( اندکی شوخی با یک همکار )

خدا سلامت داردش همکاری داشتیم که این کلمه ورد زبانش بود.

مثالهایی از کاربرد این واژه :

۱٫ خب خانم فلانی از خانم زمانلو راضی هستید؟

داااا

( با حرکات ابرو به بالا و تلفظ صعودی الف آخر ،به معنای: راضی؟ خدا نصیب گرگ بیابون نکنه.)

 

۲٫ کارا همش افتاده گردن شما ببخشید دیگه واقعن

دااااا 

( آمیخته با لحنی افتاده بیانگر  یه مظلومیت فوق تصور و شدیده که پرسشگر رو به قطع یقین به عذاب وجدان شدیدی مبتلا میکنه.)

 

۳٫ میدونم که شما خیلی زحمت میکشید و باید جبران کنم

داااا 

( اگه بعد یا حین ادای کلمه لبها افقی تر بشن یعنی اینکه متاسفم که تا حالا نفهمیدی و جبران نکردی …)

 

۴٫ به نظرت برای فلانی ترفیع در نظر بگیریم؟

دااااا

( اگه این کلمه با چشمهای پر فروغ ادا بشه یعنی پس چی حتمن حتمن، دیگه بابا هر چی کرمته )

 

۵٫ به نظرت برای فلانی ترفیع در نظر بگیریم؟

دااااا

( اگه این کلمه با صورت گرفته ادا بشه یعنی اینکه متاسفم که انقدر ابله تشریف داری که نه تنها فلانی بوق رو نمیچزونی بلکه میخوای مورد عنایتم قرار بدی)

و …

 

 

از صبا مددی عزیز دوست شیرین کلام خوش نگارم که ید طولایی در معرفی اصطلاحات و کلمات خاص و جالب ترکی دارد و این قسم کلمات جذاب و دلچسب را مثل نقل و نبات به زیبایی تمام در نوشته هایش میپاشد و شیرین کاممان میکند، می خواهم اگر دوست داشته باشد و مجالی، طی پستهای جداگانه ای برایمان از این کلمات و کاربردهایشان بیشتر بگوید، آنهم با طول و تفسیر منحصر به فرد خودش که خواننده را مشعوفانه بنشاند پای خواندن و فکر کردن و گل از گل شکفتن.

به اشتراک بگذارید
پست های مرتبط

10 پاسخ

  1. زهرا جان خیلی خوب این تمرینات رو انجام داده بودی و این جمله واقعا به دلم نشست.
    سنگ تاب مشت آب نیاورد و شکست .آب تاب ماندن نداشت و گذشت.

    1. ممنون عزیز جان
      راستی میدونی از کجا این “گیر “اومد …
      خنده داره
      یهو یاد دوستم لیلا دشمن یگر افتادم و گفتم اوزودی (خودشه ) پسوند گیر …
      دوستم خیلی دختر زبر و زرنگ و باصفایی بود امیدوارم هر جا باشه خوب و خوش باشه.

  2. زهرا جان امیدوارم که خوب باشی. دیروز نامه صبا به تو را که خواندم، نگرانت شدم. هر روز بنویس و پیام اور امید باش.

    1. چقدر تو خوبی لیلون جان
      مهربان باجی

      حال هممون که سینوسیه …
      اما چقدر این جملت انگیزه ریخت تو جیبام : “هر روز بنویس و پیام آور امید باش”
      زنده باشی عزیزم

  3. زهرا نمی‌دونم چرا وقتی به نوشته‌های تو می‌رسم این کلمات توی ذهنم می‌درخشن.
    با شخصیت، با کمالات، دانا
    زهرالی چه خوب با کلمات بازی می‌کنی. راستی یه چیزی. این آدما رو دیدی به ازای هر کلمه‌ای که از دهنشون خارج می‌شه یه بار آرنجشونو فرو می‌کنن تو پهلوت؟ الان این زهرا زهرا گفتنای منم شبیه اوناس.
    چقدر رقص کلمات توی نوشته‌های تو و زهرا رو دوست دارم. واقعن به خودم افتخار می‌کنم که باهات دوستم ادیب جان.
    ایش به اون همکارت. سن بال‌سان بال.
    ایش به اون همکارتون.
    مسترسانه عالی بود.
    اِه می‌خواستم بگم دا و با تکیه کلام منه، دیدم اسممو نوشتی.
    چشم چشم رو چشم.

    1. چه خوب و دل قنجکک، خوشحال و ممنونم از حسن نظرت صبا بالا❤️
      من چی بگم داااا تعبیر درست داااا با خودت😉
      صبا یه چی بگم کف کن
      همین چهارشنبه بازار که مامان کمرش تازه خوب شده بود، با هم رفتیم بازار تا کمک دستش باشم نذارم چیزی بلند کنه، همین همکارمونو دیدم و براش گفتم که تو خونه با مامان اون تکه کلاماشو خرج می‌کنیم و میخندیم
      خودش کیف کرد و خندش گرفت

      بذار برم تو کانال با مرامای پهلوون
      هر دن میرم تو این فاز
      زنده باشی دلاور
      زززت زیاد
      رخصت پهلوون

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *