تازه نوشته ام داغ بخوانید

دستی نجات‌بخش

هنوز هم برایم قابل هضم نیست.وانمود می‌کنم که موضوع مهمی نبوده و تلقین می‌کنم که در عالم رویا همه چیز ممکن است.به یادش با تحسر، بازوی سفت و سخت

پروانه‌ی روح

در غروب زیبایی از جهان، پروانه‌ی روحم قامتی از زن بر تن کرد و برای فتح شیرین‌ترین رویای کودکانه، پا بر زمین گذاشت… نی نوا ۳۰ دی/۴ #کلمه‌بازی

عصری شورآفرین

عصری شورآفرین #داستانک پهلو به پهلو شد.چشمش از پشت بام‌های پلکانی نامتوازن سوی گنبد سبز مسجد چرخید.از اینجا خوب می‌توانست ببیند.تابستان که می‌شد عصرها پشت بام پاتوقش بود. خنک

رستاخیز واژگان

#نویسندگی #واژه از خودت پیشی بگیر؛ از خود قابل پیش‌بینیت؛ از تمام واژگانی که با آنها دم‌خور بوده‌ای؛پنبه‌ی وجودت را ریسیده‌اند.از معانییشان؛ آنچه در دلشان تپانده‌اند.بگذار واژه از حفره‌ی

آگاهی و ایمان

آگاهی چیست؟ در حقیقت آگاهی یعنی توجه در آن، لحظه؛ گسستن از هر چه فکر و احساسی که تو را از این آن، می‌گسلد. زندگی حول همین آگاهی می‌چرخد

یادداشتی بر پلانی کوتاه اما زیبا

دیروز و امروز ۲۴ و ۲۵ دی ماه، شاهد رحمت بی‌نظیر خدا بودیم؛ برفی که مدتها منتظرش بودیم درست مثل بارانی که آذرماه قلبمان را از شادی آکند. لحظاتی

روزنوشت‌های خرداد 1404

سعی کنیم کمی جسورانه‌تر انتخاب‌ کنیم! در هر صورت، با هر انتخابی حتی نادرست؛ عامدانه یا نابخردانه، مدت زمان رسیدن به نقطه‌ی بعدی تعالی روحه که طول می‌کشه. به

روزنوشت‌های اردیبهشت 1404

نمک‌دان در هر محفل و مجلسی می‌نشست نمک می‌ریخت.  می‌دانیم که هر چیزی به اندازه خوب است؛ مخصوصا نمک. گاه شورش را درمیاورد، آن‌هم بدجور. آنقدر مزه می‌ریخت که

روزنوشت‌های فروردین 1404

استحاله‌ی حال استحاله‌ی حال گاه برای استحاله‌ی حال، مرمت کاخ فروریخته‌ی امید، احیای تفکری میرا، بازگشت به مسیر رشد و بالندگی، به بیش از شرابه‌ی اشک و پشیمانی نيازمنديم.