تازه نوشته ام داغ بخوانید

عینک آفتابی

عینک آفتابی داستانک / ادامه‌نویسی دستور داده بود نور اتاق را کم کنند.چشمانش به کمترین روشنایی، حساس شده بود و تیر می‌کشید. شبیه موش کورها شده بود؛چیزی که پیتر،

پاداش صبر و تعهد

پاداش صبر و تعهد #داستانک / #ادامه_نویسی شرط می‌بندم که داشت لاف می‌زد و از طرفی می‌خواست مرا هم کوچک کند. خدای من قشنگ مشنگ شده‌ام، شرط چیست؟! نیلو

محمدحسین

محمدحسین ادامه نویسی داستانک واقعیت زندان تلخ است و همه عمر در زندان بودن تلخ‌تر،اما این رفتار یک نوع فراموشی است.فراموشی همه آن چیزهایی که قلبت را مچاله می

بعدازظهرهای خلوت

بعدازظهرهای خلوت داستانک ادامه نویسی بعدازظهرها، میدان امام خلوت است. منتظر دوستم هستم تا با هم به باشگاه برویم.در حالی که بی هدف قدم می‌زنم نگاهم به دکه روزنامه

یه وقتایی

گزین گویه یه وقتایی 📌یه وقتایی باید قوی و محکم به خودت بگی بسه دیگه، تمومش کن 📌یه وقتایی با جدیت تشر بزنی که یالا شروع کن 📌یه وقتایی

داستان اطلاعات لطفن!

داستان الو اطلاعات یا اطلاعات لطفا از کتاب سوپ جوجه برای تقویت روح اثر جک کانفیلد یکی از رکورددارترین داستان‌ها در فضای مجازی اولین کاری که منو برد به

تماشای مجدد خویشتن

تماشای مجدد خویشتن آسیمه‌سر به دنبال مفری بود تا روح در عذاب خویش را تسکین بخشد اما فضای کدرِ خاکستری و سرد اطرافش، هیچ امیدی در دلش متبلور نمی‌کرد.

اعتماد بر فنا رفته!

داستانک ادامه نویسی اعتماد بر فنا رفته! باید اعتراف کنم که آن لحظه به طرز عجیبی خوشحال شدم. نه اینکه آدم انتقام‌جویِ خبیثِ پلیدِ شیطان صفتی باشم ها، نه،خوشحالیم

مَتَلَک

داستانک کلمه بازی مَتَلَک چمباتمه زده به زندگی نکبت‌باری که برای خودش و او رقم زده بود فکر می‌کرد.به روزی که چشم در چشم شدند.آن هم نه مثل صحنه‌های