خودخوری بیخودی!
هر اندازه روز عروسی نزدیک تر میشد دلهره و تشویشش بیشتر میشد، اما خب اگر فقط تشویش بود بهجا و طبیعی بود؛چون به هر حال برای هر کسی و
چک کردن گوشی🤚
ترک عادت چککردن گوشی همراه با روشی کاملن نوین😁 عادات و رفتارهایی هستند که نه تنها مفید نیستند بلکه مضر هستند و قاتل جان، البته نه به این رک
شعر طنزانهی همسایه
همسایه 😁 کنارِ خانه ی ماگوش تا گوش دیوارنشسته همسایهی بیماراحوالکه دائم میکند او جار و جنجالبه قاموسش ندارد هیچ راهیسکوتی، احترامی یا حقوقیدم ظهر است و میخواهی بخوابیکمی
دید و بازدیدهای عید
اندر احوالات نوروز و دید و بازدیدهای لقمهسُکسُکانه😁 شب عید است و مهمان است بسیارتو خواهی تا بِجُنبی، ز خانه در بریسوی دیاری؛کنی دیدی بل بازدیدیجفت پا میزنندت زنگِ
کاریکلماتور 13
🔸️بهار تا پا به میدان گذاشت، سبیل زمین سبز شد. 🔹️به جای آب دادن به گل، دسته گل بود که به آب میداد. 🔸️گلهای پیراهنش، هوس چیدن میکاشت. 🔹️با
گلهای سرخ و سفید
چند وقت بود که شک داشتم. هی خودداری میکردم، دندان روی جگر میگذاشتم، اما حالا دیگر کارد به استخوان رسیده. دیر آمدنهای شبانهجواب ندادن پیامهابیحوصلگیهابهانهگیریهای زیاد و بیموردایراد گرفتن
تایید و تحسینطلبی
مقاله توسعه فردی عادت نکوهیدهی تایید و تحسینطلبی؛آنچه هر روز بیشتر گرفتارش میشویم اغلب ما از اوان کودکی به خاطر لبخند پدر و مادر و کف و تحسین اطرافیان
واکنش
واکنش پشت درختها چیزی تکان میخورد. از بچگی عاشق هیجان بود.با کنجکاوی نزدیک و نزدیکتر شد.سگی بود با تولهای زخمیپای توله جراحت برداشته و مادر او را به کنار
یک استکان چایِ گرم☕️
یک استکان چایِ گرم☕️ استکان چای را روی میز گذاشت و به سمت قفسه کتابخانه رفت. به کتابها چشم دوخت. برخی را خوانده و برخی را هر بار به
شیرینی دانمارکی
داستانک🥟 گرسنگی مغزم رو از کار انداختهدرون اتوبوس سکوت محض بود. تو فکر این بودم که به خونه که رسیدم یه راست برم سراغ کیک و شیرینیهای که دیروز
آخرین دیدگاهها