تازه نوشته ام داغ بخوانید

رباتِ چت‌ جی‌بی‌تیِ خودمون باشیم!

رباتِ چت‌ جی‌بی‌تیِ خودمون باشیم! – سلامخوبی؟ +سلامتو خوبی؟ امروزت چطور بود؟اگه سوالی داری خوشحال میشم کمکت کنم.😊 -به نظرت من آدم گنگی هستم؟ +گنگ یا مبهم! چرا این

نسیمِ دل‌انگیز

نسیمِ دل‌انگیز “به نامِ او که ترا آفرید! سلامباورت نمی‌شود!کسی در گوشِ دلم گفت: تلویزیون را روشن کن؛شبکه‌ی نسیم، مقابلِ دیدگانم بود و لحظاتی بعد، تو!خدایِ من!در میانِ شرکت‌کنندگان

پرنده‌های کوچکِ خوشبختی

پرنده‌های کوچکِ خوشبختی پرنده‌‌های ایده و الهام یهویی و بی‌صدا پیداشون میشه.اونا رو بومِ ذهن و قلبتون می‌شینن.پرنده‌های کوچولوی دل‌نازکی که به یه بی‌محلی و پِخ، می‌پَرَن. وقتی اومدن،

طوسی سیاه یا سیاه طوسی!

طوسی سیاه یا سیاه طوسی! خودتو دست پایین نگیر، تو این پسر رو خوب نمی‌شناسی. “ +” هی دخترجان.من از اینکه مجردم ناراحت نیستم.من زن بی‌احساسی نبودم که از

پاتو از رو حرفام بردار، چشمتو از پشتی!

پاتو از رو حرفام بردار، چشمتو از پشتی! شیرینی‌خوران دختر همسایه بود.مادر کار داشت برای همین من و خواهرم را زودتر فرستاد که خودش بعدا بیاید. با خواهر کوچکم،

زیر دوشِ زندگی

“زیر دوشِ زندگی حوله‌ام کو؟چه کسی بود صدا کرد سهراب؟!همچنان باید بودهمچنان خیس باید خوردکف پای تنِ ادراک هنوز تر نشده!”نی‌نوا🌱🌱🌱زیر دوشِ زندگی شاید عبارت فوق، این مفهوم را

بارانِ پس از یک آسمان ابری

بارانِ پس از یک آسمان ابری او کم‌کم از یاد برده بود که خودش چه می‌خواهد.پیشترها چه چیز را دوست می‌داشت، از چه منزجر می‌شد.همواره سعی کرده بود، باب

سنگِ گورِ خوشحال

سنگِ گورِ خوشحال سه‌شنبه بود اما بی‌هوا دلم برای رفتگان تنگ شد.مدتی می‌شد که چند نفری به خوابم آمده‌ بودند.توی خواب لبخند می‌زدند و دورهمی خوبی بود؛ شاید آنها

زشتِ‌زیبا

زشتِ‌زیبا آنچه می‌دیدی؛عنقِ مرده‌نگاهِ کریه‌منظر بود و آنچه می‌شد حدس زد:جفنگیات ناگفته‌ی ذهن بود و دلمرده‌گی‌های دَلمه‌زده‌ی دل. همکلاسی بود که هیچ دوستی نداشت و کسی هم دوستش نداشت