جاده نفرت

جاده نفرت

به کدام چراغ کور
می‌توان امید داشت
آنهم وقتی
ردِ پای خیسِ غم
بر خیابان بن بستش
نقش بسته است

چگونه می‌شود
تا دیرتر از دور خودت را ببینی
و منتظر، چشم به راه عابری باشی
که جاده خوشبختی را نشانت دهد؟
بی گمان
عزای شادی از تنهایی یک من
در جهانی پر از ترددِ درد
میتواند احساس عجیبی باشد
برای تمام من‌هایی که
تکیه داده‌اند بر تابلوهای
گَرد گرفته‌ تردد ممنوع!

زندگی جاده‌ایست
پر از چراغ های کور
پر از جاده های دور
پر از ……

۲۸ شهریور هزار و چهارصدو دو
✍️نی‌نوا

به اشتراک بگذارید
پست های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *