از دست رفتن بستر انتشار برای نویسنده!
زمانی که بستر انتشار از کف میرود نویسنده را چه میشود و چه باید کرد؟ بیایید به داستان از چند بعد نگاه کنیم؛هر روز به هدف نوشتن و انتشار
آگاهی و ایمان
آگاهی چیست؟ در حقیقت آگاهی یعنی توجه در آن، لحظه؛ گسستن از هر چه فکر و احساسی که تو را از این آن، میگسلد. زندگی حول همین آگاهی میچرخد
یادداشتی بر پلانی کوتاه اما زیبا
دیروز و امروز ۲۴ و ۲۵ دی ماه، شاهد رحمت بینظیر خدا بودیم؛ برفی که مدتها منتظرش بودیم درست مثل بارانی که آذرماه قلبمان را از شادی آکند. لحظاتی
روزنوشتهای خرداد 1404
سعی کنیم کمی جسورانهتر انتخاب کنیم! در هر صورت، با هر انتخابی حتی نادرست؛ عامدانه یا نابخردانه، مدت زمان رسیدن به نقطهی بعدی تعالی روحه که طول میکشه. به
روزنوشتهای اردیبهشت 1404
نمکدان در هر محفل و مجلسی مینشست نمک میریخت. میدانیم که هر چیزی به اندازه خوب است؛ مخصوصا نمک. گاه شورش را درمیاورد، آنهم بدجور. آنقدر مزه میریخت که
روزنوشتهای فروردین 1404
استحالهی حال استحالهی حال گاه برای استحالهی حال، مرمت کاخ فروریختهی امید، احیای تفکری میرا، بازگشت به مسیر رشد و بالندگی، به بیش از شرابهی اشک و پشیمانی نيازمنديم.
نوشتن و تخمه شکستن!
نوشتن و تخمه شکستن!🔘 تخمه شکستن، فرآیندی کاملا پویاست؛تخمهی کدو یا آفتابگردان(ترجیحا و نه تخم ژاپنیِ دندانشکن)، در انحصار دو لب، زیر بشکاف دندان و فرمان زبان، ره به
استحالهی حال
استحالهی حال گاه برای استحالهی حال، مرمت کاخ فروریختهی امید، احیای تفکری میرا، بازگشت به مسیر رشد و بالندگی، به بیش از شرابهی اشک و پشیمانی نيازمنديم. باید بیهیچ
بزاز پرچانه!
بزاز پرچانه! دکانش همان اول تیمچه بود.چشمان رهگذران خصوصا نسوان به جمال پارچههای رنگارنگش روشن میشد.جای دکان، پارچهها، چینش مغازه، قیمتش همه عالی الا خود بزاز.مردک تا یک پارچه
نگاهی خودمانی به غزل ۴۵ دیوان حافظ☕️🫖
.نگاهی خودمانی به غزل ۴۵ دیوان حافظ☕️🫖 در این زمانه رفیقی که خالی از خلل استصراحی می ناب و سفینه غزل است جریده رو که گذرگاه عافیت تنگ استپیاله
آخرین دیدگاهها